تبليغاتX
انسانم آرزوست... - به زبان علم نورو فیزیولوژی
دل نوشته ها
 به زبان علم نورو فیزیولوژی
سکوت:

امروز به پیشنهاد من  اومدیم سایت دانشگاه تا پست جدید بزاریم .

سایه:

از اونجایی که نصف حرفایی رو که میزنیم شوخیه،تو پست قبلی هم شوخی کردیم که گفتیم : تا پایان امتحانها آفتابی نمی شیم( البته من که کلا آفتابی نیستم)

سکوت:

دیروز دو تا امتحان داشتیم، "مبانی نظری" و " طراحی معماری" مبانی رو که خراب کردیم استاد هم لطف کردند و بلافاصله نمره های درخشانمون رو اعلام کردند همه هنگ کرده بودند خیلی از سوالها رو که اصلا تو جزوه ندیده بودیم

سایه:

با دیدن سوال اول  بقیه سوالاتی رو هم که تو جزوه بود فراموش کردیم ، ای دل غافل ما که مبانی نظری مون خوب بود این شد وای به حال بقیه

سکوت:

جالب تر امتحان طراحی بود هر چقدر سوالهای مبانی سخت و گیج کننده بودند سوالهای طراحی خنده دار بود طوری که ۵ دقیقه بعد از امتحان همه تو محوطه ی دانشگاه داشتند به سوالهای جالب و بی نظیر اساتید می خندیدند.

سوالهای طراحی استاد نوروزیان:

سوال ۱- روند کلاس طراحی معماری ۳ را تحلیل کنید.

سایه:

استاد نوروزیان استاد طرح منه   سوال دومی هم وجود نداشت نمی دونید با چه مشقتی جواب دادم.

سوالهای استاد فرهنگی:

سوال ۱-تاثیر طراحی داخلی در طراحی معماری چیست؟

سوال ۲- میزان رضایت مندی شما از کلاس طراحی معماری ۳ تا چه اندازه بوده است؟

سکوت: استاد فرهنگی استاد طرح منه، باز سوال اول استاد فرهنگی ربطی به کلاس داشت با اینهمه وقتی از جلسه اومدیم بیرون همه تعجب کرده بودند آخه یکی نیست بگه کجای دنیا درسهایی که ۴ واحده هستند امتحان کتبی دارند؟

سایه:

 از سوالهای استاد نوروزیان و استاد فرهنگی که بگذریم استاد طلایی حق مطلب رو بسیار به جا ادا کردند!! آنچنان سوالهای خفنی داده بودند که بچه های اون گروه ۲ ساعت سر جلسه بودند . البته لازم به تذکر است ، بچه ها باید چندتا فرهنگ معین سر جلسه میبردند تا بتونند کلمات داخل سوالها رو معنی کنند.جاتون خالی ، خیلی با حال بود

سکوت:

از غیبت که بگذریم می رسیم  به اوضاع کنونی مون ، تو این چند روز سعی کردیم به تماس های گوشیهامون جواب ندیم چون هر کی رو میبینیم میگه بیاین سازه بخونیم ما هم که اصولا باسوادیم . (البته فردا با چند نفر از بچه ها قرار گذاشتیم تو دانشگاه بخونیم )

سایه:

 والله چند نفر که چه عرض کنم اینجانب استاد سایه ... به همراه استاد سکوت.... قراره فردا به بیست و چند نفری سازه درس بدیم نه که ما خیلی باسوادیم در تمام طول روز با کل بچه ها سازه رو مرور میکنیم.

ای بابا وجدانه دیگه، ما هم که کلا با وجدان!!

سکوت:

تو رو خدا برامون دعا کنید  اگه فردا پیش بچه ها کم بیاریم آبرومون میره ، هر چند که سایه ترم قبل هم با همه ریاضی کار کرد و اصلا هم کم نیاورد ولی بازم به دعای شما نیاز داریم.

سایه:

ما که عمراً کم بیاریم اصلاً توهمش رو نداشته باشید .تازه یه سوتی دیگه هم دادیم که به دلایل مشکلات امنیتی از گفتنش بسیار معذوریم.

 ***راستی دیشب یکی از دوستامون هم به جمع وبلاگ نویس ها اضافه شد ما هم لینکش کردیم بهش سر بزنید گناه داره تازه کاره ( به اسم مهری)***

جمله ی روز:

این حکایت بسیاری از ماست:

ما سکوت میکنیم ، لب هایمان دعا میکنند، اما ذهنمان به موضوعات مختلف می پردازد و پرسه میزند .هنگام سکوت ، موضوعات و افکاری که طی ساعات معمول روز به آنها توجه میکنیم پیدا می شوند و مانند دسته ای .... آرامش ما را بر هم میزنند هر چه بیشتر بکوشیم آنها را کنار بزنیم، بیشتر مقاومت میکنند.

 

خداوند همراه بهترین تیر اندازان است نه با ارتش های مجهز.

 

|+| نوشته شده توسط تیر ماهی ها در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388  |
 
 
بالا